هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم

خرید بک لینک
کم آورده ام، زیادیِ کمم را تو ببخشدل ِ خونین چند؟ دلدار "نه کم" را تو ببخشگفته بودم عاشقی ات نه شکایت کردنیستبس غمین گشتم غمم! حالِ غمم را تو ببخشمن گمان کردم پریشان شدنم را دوست داری!؟دوست داری؟ کم پریشان شدنم را تو ببخشکاش می شد کاش کاشانه ی خوبت کاش پیداگم شده ام راه را، گم شده ام را تو ببخشدیر وختیست که از پیر شدن هم ترس دارمزود بیا تا نمردم کفنم را تو ببخشگفته بودین شاه معشوق قوی دل می خرند هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نصیحت,مردم,حکایت,گوشم, نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:07

بازم هنوز پا به پای دوش گریه می کنیدر مانده در قفس عقاب را ترانه می کنی[]هی!! قدِ اشک آب نمی رود , نه!هه... گول می زنم به اشکاز گونه های آبتا هق هقای دوش را ساکت کنم...***پارو بریده از نسیم , پا گرفته از طوفانمرد ِ شبای سخت... هق هق از شبانه می کنی!؟![]آه ماهِ گرفته ی من.. آسمانِ مااز ابتدای سال گرفته بوداین سکوتِ لجوج در دامن بیشهریشه کرده است***سر خرده از محیطِ سفت و سخت لیز می خوری!در قاب ِ هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: بازم,هنوز, نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:07

صفحه بندی